خرید بک لینک
خب. تا اونجا نوشتم که دارم خودمو برای مصاحبه آماده می کنم. روز مصاحبه، میزمو جوری برگردوندم که نور آفتاب به چهره م بخوره، خودمو مرتب کردم، و دعا کردم مشکل قطعی اینترنت پیش نیاد. استاد راس ساعت 6.5 غرو

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 16:06

باید تکونی به خودم بدم

باید دوباره رژیم بگیرم

باید دوباره برم دوچرخه سواری

خدایا ولم نکن

خدایا دوسم داشته باش

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 16:06

خیلی حرف برای نوشتن دارم اما از فرط زیاد بودن و البته دلشوره، نمی دونم چی بگم. عقدمون در تاریخ 10 اردیبهشت انجام شد. در محضر با حضور خانواده هامون. شب خوبی بود و خوش گذشت. انشالله کرونا بخوابه بتونیم

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 16:06

بهرحال خیلی خوبه که اینجا وجود داره و دلزدگیم از عالم و آدم رو میتونم اینجا هر چند به صورت خفیف بروز بدم. بچه ی آخر بودن هزار تا گرفتاری داره، هرچند فقط نکات مثبتش به چشم بقیه بیاد. بچه های آخر هزار ت

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 16:06

تقریبا شبی نیست که خواب نبینم. چند شب پیشا قبل خواب غمگین و غصه دار بودم تا جایی که موقع خواب با خودم گفتم کاش فردا رو نبینم. که امیدوارم خدا منو ببخشه بابت ناشکریم. خلاصه. شبش خوابیدم و خواب دیدم که

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 16:06

نمره ی تافل من نمره ی متوسطی بود. اگرچه بیشتر دانشگاه ها یا حداقل جاهایی که می خواستم اپلای کنم رو پوشش میداد، اما خب برخی از دانشگاه ها رو هم نه. یکیش همین دانشگاهی که پذیرش گرفتم، نمره ی تافل بالایی

برچسب: نویسنده: اشکان نظری تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 16:06

صفحه بندی